تبلیغات
و فاصله تجربه یی بیهوده است

و فاصله تجربه یی بیهوده است

بودن با نبودن

بحث در این نیست

وسوسه این است

شرابِ زهرآلوده به جام و شمشیر به زهرآب دیده در کفِ دشمن

همه چیزی از پیش روشن است و حساب شده

و پرده در لحظه معلوم فرو خواهد افتاد

پدرم مگر به باغِ جتسمانی خفته بود که نقشِ من میراثِ اعتماد فریبکارِ اوست

و بسترِ فریبِ او کامگاهِ عمویم

من این همه را به ناگهان دریافتم با نیم نگاهی از سرِ اتفاق

به نظّارگانِ تماشا

اگر اعتماد چون شیطانی دیگر

این هابیلِ دیگر را

به جتسمانی دیگر به بی خبری لالا نگفته بود

خدا را   خدا را  

چه فریبی اما ، چه فریبی!

که آنکه از پسِ پرده ی نیم رنگ ظلمت به تماشا نشسته از تمامی فاجعه آگاه است

و غمنامه ی مرا پیشاپیش حرف به حرف باز می شناسد

در پس پرده ی نیم رنگ تاریکی چشم ها نظاره ی دردِ مرا سکه ها از سیم و زر پرداخته اند

تا از طرحِ آزادِ گریستن در اختلالِ صدا و تنفسِ آنکس که متظاهرانه در حقیقت به تردید می نگرد

لذتی به کف آرد

از اینان مدد از چه خواهم،

که سرانجام مرا و عموی مرا به تساوی در برابر خویش به کُرنش می خوانند

هرچند رنجِ من ایشان را ندا در داده باشد که دیگر 

کلادیوس نه نامِ عم که مفهومی ست عام.

و پرده در لحظه محتوم

با این همه از آن زمان که حقیقت چون روحِ سرگردانِ بی آرامی در من آشکاره شد

و گندِ جهان چون دودِ مشعلی در صحنه های دروغین  منخرینِ مرا آزرد،

بحثی نه که وسوسه یی ست این

بودن یا نبودن


احمد شاملو:   ابراهیم در آتش

 

 

 

 

 

 

 

 

 


[ جمعه 18 مرداد 1392 ] [ 22:37 ] [ mohammad ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

Authors
Mofid Links
| 
Statics
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
Blog Custom


--------------------------------------



AvaCode.42