تبلیغات
و فاصله تجربه یی بیهوده است

و فاصله تجربه یی بیهوده است

میان خورشیدهای همیشه زیبایی تو لنگری ست

خورشیدی که از سپیده دم همه ستارگان بی نیازم میکند

نگاهت شکست ستمگری ست نگاهی که عریانی روح مرا از مهر جامه یی کرد

بدانسان که کنونم شب بی روزن هرگز چنان نماید که کنایتی طنزآلود بوده است

و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگریست

آنک چشمانی که خمیرمایه ی مهر است

وینک مهرتو نبرد افزاری تا با تقدیر خویش پنجه در پنجه کنم

آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم

بجز عزیمت نا به هنگامم گزیری نبود چنین انگاشته بودم

آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود

میانه آفتاب های همیشه زیبایی تو لنگری ست نگاهت شکست ستمگری ست

و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگری ست

احمد شاملو... باغ آینه


[ پنجشنبه 19 مرداد 1391 ] [ 21:56 ] [ mohammad ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

Authors
Mofid Links
| 
Statics
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
Blog Custom


--------------------------------------



AvaCode.42