تبلیغات
و فاصله تجربه یی بیهوده است

و فاصله تجربه یی بیهوده است

روز قصیده ی بامدادی را در دلتای شب مکرر میکند و روز از آخرین نفس شب پر انتظار آغاز می شود

و اکنون سپیده دمی که شعله ی چراغ مرا در تاقچه بی رنگ میکند تا مرغکان بومی رنگ را در بوته های قالی از

سکوت خواب برانگیزد پنداری آفتابی ست که به آشتی در خون من طالع میشود.

اینک محراب مذهب جاودانی که در آن عابد و معبود و عبادت و معبد ، جلوه یی یکسان دارند

بنده پرستش خدای میکند هم از آنگونه خدای بنده را

همه ی برگ و بهار در سرانگشتان توست .هوای گسترده در نقره ی انگشتانت میسوزد

 و زلالی چشمه ساران از باران و خورشید تو سیراب میشود...

زیباترین حرفت را بگو، شکنجه ی پنهان سکوتت را آشکاره کن و هراس مدار از آنکه بگویند ترانه ای بیهوده میخوانید

چرا که ترانه ما ترانه بیهودگی نیست ، چرا که عشق حرفی بیهوده نیست

حتی بگذار آفتاب نیز برنیاید به خاطر فردای ما اگر بر ماش منتی ست... چرا که عشق خود فرداست ، خود همیشه است

بیشترین عشق جهان را به سوی تو می آورم از معبر فریادها و حماسه ها چرا که هیچ چیز در کنار من از تو عظیم تر نبوده است

که قلبت چون پروانه ای ظریف و کوچک و عاشق است.،

 ای معشوقی که سرشار از زنانگی هستی و به جنسیت خویش غَرّه‌ای به خاطر عشقت.. ای صبور ای پرستار ای مومن

پیروزی تو میوه ی حقیقت توست. رگبارها و برف را ، توفان و آفتاب آتش بیز را به تحمل و صبر شکستی

باش تا میوه ی غرورت برسد

ای زنی که صبحانه ی خورشید در پیراهنه توست...پیروزی عشق نصیب تو باد

از برای تو مفهومی نیست نه لحظه یی ، پروانه یی ست که بال میزند یا رودخانه ای که در گذر است

هیچ چیز تکرار نمیشود . و عمر به پایان میرسد..پروانه ای بر شکوفه یی نشست و رود به دریا پیوست

احمد شاملو...


[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 18:41 ] [ mohammad ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

Authors
Mofid Links
| 
Statics
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
Blog Custom


--------------------------------------



AvaCode.42