تبلیغات
و فاصله تجربه یی بیهوده است

و فاصله تجربه یی بیهوده است

اشک رازیست .. لبخند رازیست .. عشق رازیست.. 

 اشک آن شب لبخند عشقم بود. 

قصه نیستم که بگویی ، نغمه نیستم که بخوانی ،

صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنانکه ببینی یا چیزی چنان که بدانی ....  

 من درد مشترکم مرا فریاد کن  ....       

 درخت با جنگل سخن میگوید علف با صحرا  و ستاره با کهکشان و من با تو سخن میگویم  

نامت را به من بگو ،  دستت را به من بده ،  حرفت را به من بگو ،  قلبت را به من بده

من ریشه های تو را دریافته ام  با لبانت برای همه لبها سخن گفته ام  ودست هایت

با دستان من آشناست ..  

در خلوت روشن با تو گریسته ام برای خاطر زندگان و در گورستان تاریک با تو

خوانده ام زیبا ترین سرودها را ، زیرا که مردگان این سال عاشق ترین

زندگان بودند ...

دستت را به من بده دست های تو با من آشناست ای دیر یافته با تو سخن میگویم

 بسان ابر که با توفان ، بسان علف که با صحرابسان باران که با دریا  

بسان پرنده که با بهار ،  بسان درخت که با جنگل سخن میگوید. .  

زیرا که من ریشه های تو را در یافته ام ، زیرا که صدای من با صدای تو آشناست ...

احمد شاملو ... باغ آینه

 

 

 


[ جمعه 7 مهر 1391 ] [ 20:29 ] [ mohammad ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

Authors
Mofid Links
| 
Statics
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
Blog Custom


--------------------------------------



AvaCode.42