تبلیغات
و فاصله تجربه یی بیهوده است

و فاصله تجربه یی بیهوده است

مطرب در آمد با چکاوک سرزنده یی بر دسته ی سازش.

 مهمانان سرخوشی به پای کوبی برخاستند

از چشم ینگه مغموم آنگاه یاد سوزان عشقی ممنوع را قطره ای به زیر غلتید

عروس را بازوی آز با خود برد ،سرخوشان خسته پراکندند

مطرب بازگشت با ساز و آخرین زخمه ها در سرش شاباش کلان در کلاهش

تالار آشوب تهی ماند با سفره چیل و کرسی باژگون و سکوب خاموش نوازندگان

وچکاوکی مرده بر فرش سرد آجرش


احمد شاملو .... در آستانه


[ جمعه 6 بهمن 1391 ] [ 20:40 ] [ mohammad ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

Authors
Mofid Links
| 
Statics
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
Blog Custom


--------------------------------------



AvaCode.42